شناسايى گسله ها روى عکسهاى هوايى و روى زمين

گسل دامغان - كاوش سازند

شناسايى گسله ها روى عکسهاى هوايى و روى زمين

R قطع شدگى وجابجايى لايه ها

R تکرار وگم شدگى لايه هاتغييرات ناگهانى رخساره هاى رسوبى

R تغييرات ناگهانى رخساره هاى رسوبى

R سيليسى شدن ياتشکيل کانيهاى گرمابى در روى سطح گسل

R عوارض سطحى گسل

R پرتگاه گسل

R اشکال مثلثى شکل

R عوارض فيزيکی:1- آبشار 2- درياچه هاى گسلي3- قرار گرفتن مخروط آتشفشانى در يک خط

       R قطع شدگى وجابجايى لايه ها

معمولاً گسله هاى عرضى که امتداد گسل عمود بر امتداد لايه بندى است سبب قطع شدگى وجابجايى لايه ها مى شوند البته اين جابجايى ممکن است نتيجه حرکت گسله امتداد لغز باشد يا نتيجه حرکت گسله شيب لغز در هر حال اين قطع شدگى وجابجاى که عمدتاً در عکسهاى هوايى ويا در روى زمين قابل رويتند از مهمترين دلايل وجود گسل مى باشند.

      R تکرار وگم شدگى لايه ها

گسله هاى طولى که امتداد گسل موازى امتداد لايه بندى است چه جهت شيب گسل همسو با جهت لايه بندى باشد وچه ناهمسو ،سبب تکرار يا گم شدگى لايه ها مى شود.بطور کلى گسله هاى نرمال سبب تکرار لايه وگسلهاى معکوس سبب حذف يا گم شدگى لايه ها مى شوند.

    R تغييرات ناگهانى رخساره هاى رسوبى

مى دانيم که از ساحل به سمت مناطق عمق دريا تغييراتى در رخساره هاى رسوبى ايجاد مى شود مثلاً در مناطق ساحلى انتظار کنگلومرا يا ماسه سنگ را داريم پس اين رخساره به شيل وبعد به مارن ودر نهايت در بستر دريا به آهک تبديل مى شود.حال اگر در يک منطقه اين تغييرات جانبى بصورت تدريجى نباشد وناگهانى صورت گيرد نيمى مثلاض ماسه سنگ در کنار آهک باشد نشاندهنده وجود يک عارضه زمين شناسى بنام گسل است.

پس تغيير ناگهانى رخساره به طور جانبى از دلايل وجود گسل در منطقه است.

R     سيليسى شدن يا تشکيل کانيهاى گرمابى در روى سطح گسل

حرکت وجابجايى روى سطح گسل سبب خرد شدگى وپوک شدگى سنگهاى اطراف گسل مى شود لذا محلول هاى گرمابى که از اعماق زمين به سمت سطح در حال حرکتند مى توانند در فضاهاى خالى اطراف گسل جايگزين شوند مهمترين اين محلولها،محلول هاى سيليسى هستندکه در روى سطح گسل جايگزين شده ومعمولاً بصورت تيغکهايى روى سطح زمين پس از فرسايش خط گسل را نشان مى دهند.

R  عوارض سطحى گسل

الف : آئينه گسل ، خش لغزش واشکال پلکانى

ب : گسله سنگها،برش-کاتاکلاستيک –ميلونيت

ج :دگرسانى شديد سنگهاى اطراف گسل-کلريته شدن –اپيدوتى شدن- اکسيد هاى آهن.

يکى از علائم گسل خود آئينه گسل است که بر روى آن اشکال پلکانى وخش لغزش وجود دارد که از روى اين آثار مى توان به نوع حرکت پى برد وعلاوه براينها به دليل شکستگى وخردشدگى سنگهاى اطراف گسل در اعماق مختلف ما با گسله سنگها مواجهيم که در اثر دگرگونى ديناميکى ايجاد مى شوند. در قسمت هاى سطحى انواع برش وسپس انواع کاتاکلاستيک ها ودر اعماق زياد انواع ميلونيت ها را داريم.

برش ها در واقع گسله سنگهايى هستند که قطعات تشکيل دهنده آنها زاويه دار ومنفصل است وبر اساس اندازه دانه هاى برش آنها را به ماکرو برش -برش- ميکروبرش تقسيم مى کنند.

الف:  اگر اندازه دانه ها در حد کوه سنگ باشد ماکرو برش

ب:  اگر اندازه دانه در حد شن وماسه باشد برش

ج:  اگر اندازه دانه در حد سيليت وماسه دانه ريز باشد ميکروبرش

سنگهاى کاتاکلاستيک گسله سنگهايى هستند که در اعماق پائين ترى نسبت به برش ها تشکيل شده اند وکاملاً پيوسته اند وبراساس نسبت قطعات تشکيل دهنده سنگ نسبت به ماتريکس سنگ آنها را به پرووتوکلاستيک کاتاکلاستيک والترا کلاستيک تقسيم مى کنند.اينگونه گسله سنگها هيچ نوعى از تورق وفولياسيون را نشان نمى دهند.

اما گسله سنگهاى نوع ميلونيت که قطعات تشکيل دهنده آنها در حد بلورهاى کانيهاى مختلف مى باشد ودر اعماق نسبتاً زياد در حرارت وفشار بالا تشکيل مى شوند. داراى تورق بوده وبراساس درصد ذرات نسبت به ماتريکس آنها را به انواع پرتوميلونيست –ميلونسيت والترا مليونيست تقسيم مى کنند.

پرتگاهها به سه دسته تقسيم مى شوند.

الف -     پرتگاه واقعى

ب -     پرتگاه قطع گسل

ج -     پرتگاه مختلط

پس از مدت زمان طولانى وتاثير فرسايش پرتگاه يعنى اختلاف ارتفاع شديد بين در بلوک دو سوى گسل که در نتيجه حرکت وجابجايى گسل ايجاد مى شود.اين اختلاف ارتفاع در هنگام گسل همان مقدار جابجايى گسل است اما پس از تاثير فرسايش در زمان هاى طولانى سبب شده که يک اختلاف ارتفاع بين دو بلوک دو سوى گسل ايجاد شود که اين اختلاف ارتفاع واين پرتگاه ديگر حرکت نسبى دو بلوک وهمچنين مقدار جابجايى را نشان مى دهد

R اشکال مثلثى شکل triangle fault

معمولاً در گسلهاى نرمال که در مرز بين کوه ودشت تشکيل مى شوند پس از مدتى تحت هجوم آبراهه ها قرار مى گيرند وچون در نتيجه گسلش سطح اساس رودخانه ها پائين رفته در نتيجه رودها بستر خود را حفر مى کنند. آنقدر اين پديده حفر ادامه مى يابد تا به سطح اساس برسد لذا در روى آئينه گسل در مرز بين کوه ودشت در حد فاصل آبراهه ها اشکال مثلثى شکلى تشکيل مى شوند که از علائم وجود گسل است.

هر چه سطح اساس دشت نسبت به کوه بيشتر باشد بستر را صفر مى کنند تا به سطح اساس برسد وآبراهه هاى کوهستان در حال حفر بستر هستند تا به دشت برسند ودر دشت مواد خود را رسوب مى دهند.اگر مسير رودخانه ها به مسر تعادلى تبديل شود کوهستان بالا رود ويا دشت پائين بيايد طسح اساس تغيير کرده که سبب رسوبگذارى (تاسطح اساس بالا بيايد) ويا حفر بستر مى شود تا سطح اساس پايين بيايد.

R عوارض فيزيوگرافيکى

يکى از جالب ترين اشکال طبيعى آبشار است (water fall). اين آبشارها نتيجه پرتگاهها هستند وممکن است اين پرتگاه ليتولوژيک ويا گسله باشد.

نتيجه اختلاف فرسايش دردو سوى پرتگاه مى باشد.جنس سنگها کاملاً يکسان واختلاف ارتفاع نتيجه گسل باشد.

چشمه ها يکى از علائم وجود گسل هستند مخصوصاً‌ اگر در کنار هم قرار بگيرند چون گسلها بعنوان يک سر در مقابل جريان هاى آبهاى زيرزمينى عمل مى کنند لذا در يک سوى گسل سطح آب زيرزمينى بالا مى آيد وبه سطح نزديک مى شود وبه صورت چشمه در سطح ظاهر مى شود.معمولاً حرکت گسل باعث مى شود يک سازند غيرقابل نفور مثل شيل ومارن در مقابل يک سازند قابل نفوذ مانند ماسه سنگ وکنگلومرا قرار گيرد.

ماسه سنگ نفوذ پذير است ودر اثر بارندگى اشباع شده وجارى مى شودوشيل پائين آن است غير قابل نفوذ مى باشد.

ودر يک خط قرار گرفتن مخروطهاى آتشفشانى مانند دراسيلندوها و.. نشانه وجود گسل است.

چنانچه سوال، پیشنهاد یا انتقادی دارید در قسمت نظرات وبلاگ ارائه نموده و یا به ایمیل اینجانب ارسال نمایید. متشکرم.

 

زمین‌شناسی رسوبی در اكتشاف ذخاير نفتي

زمین‌شناسی رسوبی برای اکتشاف و تکمیل اطلاعات مربوط به مخازن نفت و گاز مهم می‌باشد. اطلاعات زمین‌شناسی برای برای پیش‌بینی مکان‌های احتمالی ايالت‌هاي نفتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مخازن نفت و گاز در مناطق بسیاری در حوزه‌های رسوبی مشاهده شده است. هیدروکربن‌ها در اعماق کم لبه‌های حوزه، در مناطق عمیق مرکزی حوزه، در لبه‌هایی که حرکت تکتونیکی تله‌های نفتی را ایجاد می‌کند، تجمع پیدا می‌کنند.

 حوزه ها

حوزه‌های رسوبی در منشا تشکیل و نوع سنگ‌های موجود در حوزه متمایز می‌شوند. هر کدام بصورت واحد متفاوت و مستقل مطالعه می‌شود. ولی ویژگی‌های مشترکی میان همه حوزه‌ها وجود دارد. حوزه‌ها مکان تجمع مواد آواری و تبخیری را در ناحیه فشرده شده (ناحیه‌ای که دچار فرو افتادگی نسبت به محیط‌های اطراف است) یا ناحیه شیب‌دار دریایی می‌باشند. آنها دارای لایه‌های ضخیم در مرکز حوزه و لایه‌های نازک در کناره‌ها می‌باشند.‌لایه‌های موجود وقایع رسوب‌گذاری متوالی را نشان می‌دهند.

حوزه های رسوبی دینامیکی همزمان با افزایش مقدار رسوبات دچار فروافتادگی می‌شوند. نیروی ایجاد کننده این فرو‌افتادگی‌های محلی هنوز بطور کامل شناخته نشده‌اند، ولی به تنظیمات غیر تعادلی نیرو‌های ثقلی ربط داده شده‌اند. طبق تئوری تعادل ایزوتوپی خارجی‌ترین و سبک‌ترین بخش زمین که پوسته خارجی آن می‌باشد، بر روی جبه شناور بوده و با آن در تعامل می‌باشد. بنابراین پوسته زمین از قسمتی وارد جبه شده و در قسمتی دیگر از آن خارج می‌گردد.

تا به حال تقطه تمرکز زلزله پایین‌تر از 1600 کیلومتر ثبت نشده است. در این عمق فشار و دما برای تغییر حالت جبه به مواد پلاستیک‌گونه که باعث ایجاد جریان‌های همرفتی آرام درون جبه‌ای می‌شود، مناسب می‌باشد. این جریانات همرفتی موجب ایجاد تعادل ثقلی در پوسته زمین خواهد شد. ناحیه گریت لیک ایالات متحده امریکا، کانادا و شبه جزیره اسکاندیناوی هنوز در اثر آب شدگی پلیستوسن در حال بالا آمدن می‌باشد.

درون توده قاره‌ای حاوی مواد پایداری است که به عنوان کراتن و یا صفحات تشکیل شده از سنگ‌های دگرگون قدیمی، شناخته می‌شوند. صفحات کانادا، برزیل، فنواسکانیا، و هند از این نمونه‌اند. رسوبات کراتن‌ها بصورت زمین‌های خشک سطحی، پرکننده فرو‌افتادگی‌ها و تجمع بر صفحات کنار قاره، نهشته می‌شوند.

 

کناره های واگرای قاره ای

رسوبات جمع شده در فلات‌های قاره موجود در کناره‌های قاره‌ها در اثر  شدت و جهت راندگی صفحات، چند نوع ساختمان زمین‌شناسی تشکیل می‌شود. کناره‌های قاره‌ای واگرا در حاشیه قاره‌های جدا شده از شکاف‌های میان اقیانوسی تشکیل می‌گردند. از نمونه‌های آن می‌توان شمال و جنوب امریکا و غرب سواحل اروپا و افریقا را نام برد.

موارد ذکر شده در ابتدا در شکاف‌های میان اقیانوسی بهم متصل بودند. فلات‌های قاره در حال گسترش می‌باشند. در آنجا عمق آب کم بوده و رسوبات کربناته از ریف‌ها تشکیل می‌گردند. رسوبات آواری شسته شده از زمین‌های اطراف نیز در آنجا نهشته می‌شوند. بنابراین بستر مناسبی برای تشکیل سنگ‌های منشا و مخزن و در روی آن سنگ پوشش را فراهم می کنند.

در بررسی نوع و حوزه‌های رسوب‌گذاری، می‌بایستی تمامی موارد همچون تمامی نواحی پوشیده شده از مواد آواری و شرایط محیط رسوب‌گذاری مورد نظر قرار گیرند. چپمن تعریفی از حوزه فیزیوگرافی ارائه داده است: «ناحیه‌ای که بر اثر فرسایش مواد لازمه را برای نهشته شدن رسوبات در حوزه‌های رسوبی و یا در گودی‌های کف دریا یا در سطح زمین تامین می‌کند». بنابراین منشا رسوبات  بوسیله نواحی فرسایشی، فیزیوگرافی و آب و هوای منطقه تعیین می‌شود.

 

کناره‌های قاره‌ای همگرا

کناره‌های قاره‌ای همگرا در حین برخورد صفحات تشکیل می‌گردند. زمانی‌که یک صفحه اقیانوسی با یک صفحه کم چگال‌تر قاره‌ای برخورد می‌کند، حوزه‌ای میان جزایر قوسی و قاره تشکیل می‌گردد. این حوزه‌ها با رسوبات آواری آمده از خشکی کربناته منشا گرفته از حیوانات دریایی پر می‌شوند. این رسوبات باعث ایجاد نواحی بزرگی از تجمع هیدروکربن مانند میدان جنوب شرقی آسیا می‌شوند.

حرکت قاره‌ای صفحات بسمت یکدیگر باعث تشکیل با فرورفتگی دراز و باریک به نام ژئوسینکلاین (Geosyncline) خواهد شد. این فرورفتگی بوسیله رسوبات پر شده و در هنگام کوهزایی (Orogeny) بالا آمده و باعث ایجاد چین به همراه کوه‌های آتشفشانی خواهد شد. کوه‌های آپالاچین در روسیه از همگرایی کناره‌های قاره‌ای پر شده از رسوبات بوجود آمده‌اند. کوه‌های تشکیل شده از هنگام کوهزایی، بعد از پایدار شدن متحمل فرسایش منطقه‌ای شده و رسوبات مناطق پایین دست دو طرف کوه را تامین خواهند کرد.

پترولیومی که در رسوبات جمع شده است، در دوره کوهزایی از بین می‌رود. دلیل این امر از بین رفتن وش سنگ‌های (Cap Rock) نگهدارنده نفت در تله‌های زمین‌شناسی و مهاجرت نفت به سطح زمین می‌باشد. گسل و چین‌خوردگی رسوبات نیز باعث ایجاد تله‌های ساختمانی در مناطق مختلفی در منطقه خواهد شد.

 

کناره های قاره ای پهلوران

زمانی که دو صفحه پوسته ای از کنار یکدیگر عبور می‌کنند، باعث ایجاد گسل‌های بلند پهلو‌ران با شاخه‌هایی با زاویه 30 درجه نسبت به گسل اصلی و بلوک‌های گسلی در لبه‌های گسل پهلوران می‌شوند. پر شدن این گسل‌ها شرایط مناسبی برای به تله افتادن هیدروکربن را مهیا می‌سازد. نمونه این مخازن در گسل سن آندریس در کالیفرنیا مشاهده می‌شود. گسل‌های پهلوران در کف اقیانوس مکان ایجاد تپه‌های دریایی می‌باشند که تعدادی از آنها بهمراه فعالیت‌های آتشفشانی از کف اقیانوس فاصله می‌گیرند.

منبع: petroleumtimes

چرا میدان مغناطیسی زمین عوض می شود؟

میدان مغناطیسی یا آهنربایی كره زمین در حال ضعیف شدن است. اگر این كاهش در شدت میدان با همین اهنگ به پیش رود ظرف ۱۲۰۰ سال آینده قطب نماهای سراسر دنیا از كار خواهند افتاد تا مدتی به طرف همه جا ولی در واقع هیچ جا منحرف خواهند شد. سپس به آهستگی پس از گذشت دهها یا صدها سال بار دیگر همراستا خواهند شد اما این بار به سمت جنوب.
نتیجه این می شود كه میدان مغناطیسی زمین وارونه خواهد شد این اتفاق پسشتر نیز بارها روی داده است. زمین شناسان در سنگ های مغناطیسی چندین میلیون ساله قراینی یافته اند كه این را تایید می كند. روشن است كه این پدیده بیانگر مطلب بسیار مهمی درباره هسته درونی زمین است.اما پرسش اینجاست كه این مطلب مهم چیست؟
هسته زمین از آهن و نیكل تشكیل شده كه بخش عمده ای از انها به حالت گداخته وجود دارد این مایع فلزی پیوسته در جنبش است و این جنبش به نحوی جریانهای الكتریكی به وجود می اورند كه میدان مغناطیسی زمین را ایجاد می كنند. جزئیات این فعالیت فلزی گداخته و تغییراتی كه در میدان مغناطیسی زمین بوجود می اورد هنوز روشن نشده است برخی از سرنخ هایی كه درباره رویدادهای درون زمین در اختیار داریم از بررسی ساختار بیرونی این میدان بسیار گسترده بدست آمده اند این میدان زمین را در محاصره خود دارد و تا صدها هزار كیلومتر در فضا ادامه دارد. میدان مغناطیسی را می توان به صورت مجموعه ای از خط های فرضی تصور كرد كه در فضا از قطب جنوب در جنوبگان تا قطب شمال در كانادا قوس می زند و سپس در درون هسته زمین ادامه می یابد تا بار دیگر از قطب جنوب سر در آورد.
میدان مغناطیسی زمین همواره نابسامان است. قطب های مغناطیسی زمین ۱۱ درجه با قطب های جغرافیایی زمین فاصله دارند در این میدان پیچش ها و خمیدگی هایی وجود دارد كه در آن نواحی ممكن است جهت عقربه قطب نما حتی تا ۲۰ درجه از شمال حقیقی فاصله داشته باشد. دریانوردان این نواحی را از قرن یازدهم هجری تا كنون نقشه برداری كرده اندتا مبادا قطب نماهایشان آنان را از مسیر واقعی منحرف كند. از روی نوشته های آنان در میابیم كه شدت میدان مغناطیسی زمین افت و خیز بسیار زیادی دارد.و سالانه در حدود ۲۰ كیلومتر به طرف غرب جابجا می شود در نظر دانشمندان امروزی این بدان معناست كه مایع گداخته هسته زمین با سرعتی در حدود نیم میلیمتر در ثانیه در حركت است. یعنی در روز تقریبا مسافتی برابر نصف طول زمین فوتبال را می پیماید. زمین فیزیكدانان در مقیاس گسترده تر با بررسی مغناطیس هایی كه در گدازه های منجمد باستانی محبوس شده اند ردپای میدان مغناطیسی زمین را ۳۰ تا ۵۰ میلیون سال گذشته دنیبال كرده اند همچنانكه سنگ ها گداخته می شوند اتم های آهن موجود در آنها تمایل می یابند با راستای میدان مغناطیسی ان دوره همراستا شوند. این مدارك نشان می دهد كه در گذشته میدان مغناطیسی زمین در فاصله های زمانی نامعین از ۳۰ هزار سال گذشته تا ۱ میلیون سال وارونه شده است. میدان از این رو به آن رو می شود. یعنی در مدت نزدیك به ۱۰۰ هزار سال ضعیف می شود و سپس در جهت دیگر افزایش می یابد.
بسیاری از زمین شناسان كه درباره علت وارون شدن ها بررسی می كنند اكنون معنقدند كه میدان مغناطیسی ضعیفی كه بر سطح زمین می سنجیم ( آن قدر ضعیف كه آهنربای نعلی شكل اسباب بازی هم ۱۰۰ برابر از آن نیرومند است) تنها مشتی از خروار است. بخش عمده از فعالیت مغناطیسی زمین در هسته آهنی و نیكلی آن صورت می گیرد برابر مقبول ترین توضیحی كه برای این مساله ارائه شده و به نظریه دینامو معروف است بخشی از میدان كه در هسته زمین امتداد دارد در مایع باردار و گداخته آن محبوس شده و با چرخش زمین كشیده می شود. درنتیجه به طور مستقیم از هسته نمی گذرد بلكه بارها دور هسته پیچیده می شود تا مانند دسته ای از كش های محكم تشكیل خطوط شار نیرومندی را بدهد.
بنابر این نظریه جریان همرفتی فلز گداخته كه از اعماق هسته بالا می آید حلقه های كوچكی از این ماده مغناطیسی دور هم پیچیده را به سطح می راند كه از اینجا به فضا امتداد می یابند و تشكیل میدان آشنایی را می دهد كه می سنجیم. سپس یك بار دیگر به درون هسته شیرجه می روند و سخت دور هسته پیچیده می شوند بدین ترتیب میدان خود را نگه می دارند. در این فرضیه درباره اینكه چه چیزی ممكن است باعث وارونه شدن میدان شود چنین استدلال می شود كه طبیعت غیر قابل پیش بینی جریان همرفتی كه نقش دارد.
اگر در یك نقطه چند حلقه بیشتر از نقطه دیگر جمع شود ذره های میدان كه به سطح می رانند در جهت مخالف حلقه می زنند. احتمال دیگر آن است كه این وارونه شدن ها به هیچ وجه كاتوره ای و تصادفی نیست. و اگر اطلاعات كافی داشتیم می توانستیم آن ها را پیش گویی كنیم و شاید بر همكنش های الكترومغناطیسی مایع جوشان درون زمین چندان پیچیده اند كه وارونگی تصادفی به نظر می رسد اگر چنین باشد شاید روزی دانشمندان بتوانند به ما بگویند كه وارونگی بعدی چه هنگام رخ می دهد اما اكنون تنها كاری كه می توانیم بكنیم این است كه قطب نماهایمان را تماشا كنیم و حدس بزنیم در دل گداخته زمین چه می گذرد.

 

لطفاً برای بهبود ویلاگ نظرات و پیشنهادات  و سوالات خود را در قسمت نظرهای وبلاگ یا ایمیل اینجانب ارائه دهید. متشکرم.

 

رده بندى گسله ها براساس طرح آنها در عکسهاى هوايى ونقشه هاى زمين شناسى

اين رده بندى براساس طرح وشکل بيرون زدگيها در عکسهاى هوايى مى باشد.

u گسله هاى موازى parallel fault

v گسله هاى پلکانى En-echlon fault.(ان- اشلون)

w  گسله هاى شعاعي radial fault.

x گسله هاى محيطى(حاشيه اى)peripheral fault.

در گسلهاى موازى طرح وشکل بيرون زدگى ها سطوح گسلهاى مختلف با هم موازيند.همپوشانى اين گسلها صددرصد است وطول آنها تقريباً با هم برابر است.منظور از هم پوشانى مقدارى از خطوط است که به موازات يکديگرند(overlap)

 گسله هاى پلکانى ،گسلهاى موازيند که بخشى از طول گسل بر هم ديگر هم پوشانى دارد واين گسلها به دو دسته راسترو وچپرو تقسيم مى شوند.

گسله هاى شعاعى گسله هايى هستند که از يک نقطه بطور شعاعى منشعب مى شوند ومعمولاً‌ در اطراف ساختهاى گنبدى ديده مى شوند مانند گنبدهاى نمکى –باتوليتى)

گسله هاى محيطى سطحى منحنى شکل دارند ونسبت به يک نقطه حالت متحدالمرکز دارند اين گسلها نيز در اطراف ساختهاى گنبدى شکل مثل گنبدهاى نمکى تشکيل مى شوند.

گسله هاى پلکانى

چون گسله هاى امتداد لغز در ساختهاى طولانى بصورت خط مستقيم نمى باشد وطرح هاى متنوعى را در روى زمين دارند وپديده هاى پيچيده اى در پوسته زمين ايجاد مى کنند. مثلاً درگسله هاى پلکانى در نقطه اى که داراى همپوشانى مى باشند با توجه به نوع حرکت مناطق تحت فشار بنام tranperssion  ايجاد مى نمايد در اين منطقه ساختهاى فشارى همانند چين خوردگى –گسلهاى راندگى تشکيل مى شوند وارتفاع اين منطقه نسبت به نقاط اطراف بيشتر است در حاليکه اگر در منطقه همپوشانى وضعيت حرکت گسل به گونه اى باشد که اين منطقه تحت کشش قرار گيرد بنام transterssion خوانده مى شود وساختهاى کششى مانند گسلهاى نرمال حاصل مى شود ويک منطقه فرو افتاده ايجاد مى شود وجريان آبهاى سطحى به سمت اين ناحيه است وممکن است حوضه رسوبى محلى وکوچکى ايجاد کند مانند درياچه بحرالميت در اسرائيل.

گسله هاى خميده

در گسله هاى در قسمت خميدگى اگر تحت کشش باشد ممکن است تشکيل يک حوضه کوچک ويا حتى يک فوران ايجاد کنند خصوصاً درجائيکه ماگما به سطح زمين نزديک است مانند دماوند اما اگر تحت فشار باشد کوهستان وبلندى ايجاد مى کند.

نمايش دوگسل در اطراف دماوند است که سبب حرکت راستگرد در اين منطقه شده وباعث کشش منطقه مى شوند. وشايد در اين نقطه است که آتشفشان وزلزله با هم در ارتباط مستقيم باشند

 مدل ريدل

در اطراف گسله هاى امتداد لغز اصلى که بسيار قديمى بوده وطول نسبتاً زيادى دارندگسله هاى فرعى تشکيل مى شود وتحقيقات ومطالعات که توسط ريدل انجام شد يک مدل براى تشکيل گسله هاى فرعى در اطراف گسل اصلى بيان کرد.

بطور کلى چهار دسته گسله فرعى وجود دارد

u گسل سيتيک ياهمسو sythtic که با نام هاى RوP عنوان مى شوند چون نوع حرکت که روى آنها وجود دارد مانند گسل اصلى است و هر دو گسل فرعى با سطح گسل اصلى زاويه 15 درجه مى سازند.

v گسله هاى ناهمسو Antithetic که در اين مدل به نام R' عنوان مى شود وزاويه 75 درجه با گسل اصلى مى سازد.

نکته: گسله هاى همسو وناهمسو جز در امتداد گسلهاى امتداد لغز هستند.

w گسلهاى کششى که زاويه 45 درجه با گسل اصلى مى سازد وبه نام آ عنوان مى شود tension                                                  

x گسل نرمال.

اين گسله هاى امتداد لغز در پوسته قاره اى تشکيل مى شوند وجز وعضوى از مجموعه ساختهاى موجود در پوسته هستند که همراه گسلهاى معکوس وچين خوردگيها مى باشندکه به اين نوع trans current مى گويند.

اما در بستر اقيانوسها يک نوع گسل امتداد لغز وجود دارد که گسله trans form ناميده مى شود ودر پوسته اقيانوسى تشکيل مى شوند.

در قسمت ميانى اکثر اقيانوس هاى مثل اطلس پشته هاى ميان اقيانوسى mid-ocannicRidge توسط گسله هاى امتداد لغز جابجا شده اند که گسله هاى transform تشکيل مى شوند.

پوسته را از نظر تکتونيکى به چند قسمت تقسيم مى کنند. بنام صفحات يا پليت هاى ليتوسفرى که بسيار سخت وصلب هستند که اين صفحات يا به هم نزديک يا از هم دور مى شوند ويا اينکه بر روى هم مى لغزند که در پشته ها اين صفحات وسپرها از هم دور مى شوند.

 

لطفاً برای بهبود ویلاگ نظرات و پیشنهادات  و سوالات خود را در قسمت نظرهای وبلاگ یا ایمیل اینجانب ارائه دهید. متشکرم.

 

روش های تعیین سن سنگها

برخی از روشهایی که در تعین سن سنها به کار می رود عبارتند از  روش فلوئور؛ روش اورانیم ، سرب و توریم ، سرب؛  استفاده از ایزوتوپهای 230Th و 231Pa ؛  روش آمینو اسیدها و روش روبیدیم _ استرانسیوم  که در این مطلب قصد شرح دادن این روشها را دارم.

ادامه نوشته